تبليغاتX
! . . . از تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

! . . . از تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

در انتظار یک نگاه . . .

صلی الله علیک یا مولای یا امیر المومنین (ع) 

دل عاشق به زندانی بسازد 

خمار آلوده با جامی بسازد 

مرا یک گردش چشم تو کافی ست

قناعت گر به بادامی بسازد . . . !

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 10:38  توسط محمد  | 

فاطمیه . . .

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم زن همسایه بر زمین افتاد
سیب ها روی خاک غلتیدند چادرش در میان گرد و غبار
قبلا این صحنه را…نمیدانم در من انگار میشود تکرار
آه سردی کشید حس کردم «کوچه آتش گرفت از این آه»
و سراسیمه گریه در گریه ، پسر کوچکش رسید از راه
گفت : آرام باش! چیزی نیست به گمانم فقط کمرم…
دست من را بگیر ،گریه نکن مرد گریه نمیکند پسرم
چادرش را تکاند ، با سختی یا علی گفت و از زمین پاشد
پیش« چشمان بی تفاوت ما»ناله هایش فقط تماشا شد
صبح فردا به مادرم گفتم:گوش کن!این صدای روضه ی کیست؟
طرف کوچه رفتم دیدم در و دیوار خانه ای مشکی ست
با خودم فکر میکنم حالا«کوچه ی ما چقدر تاریک است»
گریه ،مادر،دوشنبه،در،کوچه،راستی!فاطمیه نزدیک است

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 18:7  توسط محمد  | 

دلتنگ حریم عشق . . . . !


+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 7:40  توسط محمد  | 

نقشه گنج های دنیا

امام صادق (ع) میفرمایند :

سنگینی ترازوی اعمال را جستجو کردم پس آن را در گواهی به یگانگی خدای تعالی و رسالت حضرت محمد (ص) یافتم .

سرعت ورود به بهشت را جستجو نمودم پس آن را در کار خالصانه برای خدای تعالی یافتم .

و شیرینی عبادت را جستجو نمودم پس آن را در ترک گناه یافتم .

و روشنی قلب را جستجو نمودم پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم .

و روشنی رخسار را جستجو نمودم پس آن را در نماز شب یافتم .

و بلندی قدر و حسب را جستجو نمودم پس آن را در دانش یافتم .

و آرامش و همدمی را جستجو نمودم پس آن را در خواندن قرآن یافتم .

و همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم پس آن را در خوشرویی یافتم . . . !

منبع : مستدرک الوسائل . ج 12 . ص 173


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 15:50  توسط محمد  | 

صد جمعه . . .

صد جمعه دیده ایم و شما را ندیده ایم

از درد گفته ایم و دوا را ندیده ایم

چرخیده ایم دور سر خویش تا کنون

اما مسیر پای شما را ندیده ایم

هستیم اسیر ظلمت محض و نخواستیم

تا حال اگر که شمس هدی را ندیده ایم

چندین محرم آمد و رفت و نیامدی

آقا بیا که کرب و بلا را ندیده ایم . . . !

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم دی 1389ساعت 17:54  توسط محمد  |